محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

1479

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

راه يافت ، و پيش او آمد و خود را بر مثال فريشته‌اى برو پيدا كرد ، و گفت كه دانى كه آتش چرا قربان هابيل بسوخت و آن تو نسوخت ؟ گفت ندانم . گفت از بهر آن قربان او بسوخت كه او آتش پرستيدى و تو نمىپرستى . اكنون اگر خواهى كه قربان ترا نيز قبول كند و بسوزد بايد كه تو نيز آتش بپرستى تا قربان ترا نيز بسوزاند . پس « 1 » قابيل بدان سخن ابليس غرّه شد و آتش پرستيدن پيش گرفت و كافر شد ، و فرزندان او به دو نگرستند ، و هم چنان آتش مىپرستيدند ، و سجده به دو بردند تا دو بهره « 2 » از جهانيان آتش پرست گشتند . و سبب اين آتش پرستيدن كه بجهان اندر پيدا و هنوز مىپرستند از قابيل خاست . و اين قصّه بتمامى گفته آمدست بسورة المائده . پس چون خلق بدان آتش پرستيدن مشغول شدند و كافر ببودند ابليس ديگر بار بيامد و اين مزامير رودها زدن و شراب مست كننده خوردن ايشان را اندر آموخت ، و ايشان بدان مشغول شدند ، و اصل اين همه از قابيل خاست ، و ابليس بدين معلّم او بود و او را اندر آموخت تا ايشان مشغول مىبودند و بيك بارگى حق تعالى فراموش كردند و از طاعت و عبادت بازماندند و به آتش پرستى و شراب خوردن و مزامير زدن روزگار بسر مىبردند تا بدان دوزخى گشتند . و اصل اين كار از قابيل خاست ، و نخست او كرد . و اين گبركان و خرّم دينان ازان وقت باز بجهان اندر افتادند . و قصّهء آدم عليه السّلم و آن فرزندان او و اين قصّه‌هاى ديگر همه

--> ( 1 ) از بهر آن بود كه هابيل آتش را پرستيدى ازو خشنود بود ، و از تو نبود . اكنون اگر خواهى كه آتش فرمان بردار تو گردد و قربان ترا بسوزد تو نيز آتش پرست . پس . ( صو ) ( 2 ) تا دو برخ . ( صو )